فضیلت
فضیلت
به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث میشود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.

اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.
اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
عدالت
همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامضترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.
از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟
تئوریهای عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوریهای عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی میشود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.
با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیدهترین و جذابترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.
سعادت
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
مکاتب
فراطبیعتگرایی
فراطبیعت گرایی تقریباً ابتداییترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.
کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیانهای اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته میشود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.
همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آنها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا اینها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.
مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصهها منظم شده اند.
در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهمترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:
تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.
طبیعتگرایی
دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.
طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.
طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.
مهمترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده میشود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخههای مذکور مشخص می شود.
دلیری
شجاعت یا دلیری به معنی ازجانگذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بیباکی (تهور) و ترسو بودن بهشمار میآید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری
ملاصدرا در تعریف آن گوید :
شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائلاند دو طرف افراط و تفریط آنند.
ابن مسکویه نیز دلیر را اینگونه تعریف میکند:
شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمیتوان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماریهای خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمیتوان نامید.
ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمیتوان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا سادهلوح محسوب میشوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانیکه کاری را بر عهده میگیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام میباشد.
رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامههایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود میکند.
در وکالت
وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازمالاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.
در پزشکی
رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمیتوانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.
در تجارت
رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعهای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.
اخلاق کاربردی
اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزههای خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.
اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.
اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.
به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزشها و ایده آلهای اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشیها ورفتارها است.
بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث میشود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.

اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.
اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
عدالت
همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامضترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.
از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟
تئوریهای عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوریهای عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی میشود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.
با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیدهترین و جذابترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.
سعادت
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
مکاتب
فراطبیعتگرایی
فراطبیعت گرایی تقریباً ابتداییترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.
کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیانهای اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته میشود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.
همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آنها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا اینها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.
مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصهها منظم شده اند.
در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهمترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:
تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.
طبیعتگرایی
دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.
طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.
طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.
مهمترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده میشود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخههای مذکور مشخص می شود.
دلیری
شجاعت یا دلیری به معنی ازجانگذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بیباکی (تهور) و ترسو بودن بهشمار میآید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری
ملاصدرا در تعریف آن گوید :
شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائلاند دو طرف افراط و تفریط آنند.
ابن مسکویه نیز دلیر را اینگونه تعریف میکند:
شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمیتوان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماریهای خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمیتوان نامید.
ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمیتوان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا سادهلوح محسوب میشوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانیکه کاری را بر عهده میگیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام میباشد.
رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامههایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود میکند.
در وکالت
وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازمالاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.
در پزشکی
رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمیتوانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.
در تجارت
رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعهای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.
اخلاق کاربردی
اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزههای خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.
اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.
اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.
به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزشها و ایده آلهای اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشیها ورفتارها است.
بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
وبگاه
وبگاه،تارگاه ، تارنما، سایت یا وبسایت مجموعهای از صفحات وب است که دارای یک دامنه اینترنتی یا زیردامنه اینترنتی مشترکاند و به صورت مجموعهای از صفحات مرتبط که دادههایی نظیر متن، صدا، تصویر و فیلم، روی آن ها ارائه میشود، روی تار جهانگستر شبکهٔ اینترنت قرار میگیرد.

صفحهٔ وب سندی است که معمولاً به صورت اچتیامال نوشته میشود و همواره با استفاده از پروتکل اچتیتیپی میتوان به آن دسترسی پیدا کرد. پروتکل اچتیتیپی اطلاعات را از کارساز وبگاه به مرورگر وب کاربر منتقل میکند تا این اطلاعات برای کاربر نمایش داده شوند.
همهٔ وبگاهها در کنار هم یک تار جهانگستر بزرگ از اطلاعات را درست میکنند.
دسترسی به صفحات وبگاه از طریق یک ریشهٔ مشترک یوآرال با نام صفحه اصلی امکان پذیر است که این صفحهٔ اصلی از لحاظ فیزیکی روی همان کارساز قرار میگیرد. یوآرالهای صفحات آنها را به صورت هرمی سازماندهی میکنند اگرچه ابرپیوندهای موجود میانشان تعیین میکنند که چگونه کاربر اطلاعات را ببینند و چگونه ترافیک وب، بین بخشهای مختلف وبگاه پخش شود.
برای دسترسی به اطلاعات برخی از سایتهای وب میبایست حق اشتراک داشته باشید. از میان وبگاههایی که برای ورود به آنها به اشتراک نیاز دارید، میتوان به وبگاههای پورنوگرافی اینترنتی، بخشهایی از وبگاههای خبری، وبگاههای بازی، میزگردهای اینترنتی، خدمات رایانامه، وب و سایتهای ارایهکنندهٔ دادههای بلادرنگ بهابازار اشاره کرد.
مرور
وبگاه میتواند محصول تلاش یک فرد یا یک گروه باشد که با هدف خاصی تهیه میشود. هر وبگاه میتواند ابرپیوندهایی به بقیهٔ وبگاهها داشتهباشد و بنابراین گاهی اوقات کاربر نمیتواند میان سایتهای مختلف تمایز آشکاری قایل شود.
وبگاهها را به زبان اچتیامال مینویسند و یا پس از آنکه در زبان دیگری نوشته میشوند به زبان اچتیامال تبدیلشان میکنند و دسترسی به آنها از طریق یک نرمافزار با نام مرورگر وب یا مشتری HTTP امکانپذیر است. دسترسی به وبگاهها از طریق رایانههای موجود روی شبکهٔ اینترنت یا وسایل مرتبط با اینترنت شامل رایانههای رومیزی، رایانههای کیفی و روپایی، رایانههای دستیار (PDA) و تلفنهای همراه امکانپذیر است.
یک سامانهٔ رایانهای که با عنوان کارساز وب و همچنین سرور HTTP شناخته میشود میزبان وبگاه است. اصطلاحات سرور وب و HTTP میتوانند به نرمافزاری اشاره کنند که روی این سامانههای رایانهای اجرا میشوند و دادههای مربوط به صفحات وب را بازیابی میکنند، و در مقابل درخواست کاربران وبگاه، اطلاعات را تحویل میدهند. کارساز اچتیتیپی آپاچی معروفترین نرمافزار کارساز وب موجود است. بر اساس آمارهای نتکرفت و همچنین IIS از شرکت ماکروسافت هم کاربرد بسیار زیادی دارد.
وبگاه ایستا، وبگاهی است که اطلاعات آن به ندرت تغییر میکنند و تغییر اندک اطلاعات در آن با نرمافزارهای ویرایش شخصی صورت میگیرد. نرمافزارهای ویرایشگر مهم که کاربرد شخصی فراوانی دارند عبارت اند از:
ویرایشگرهای متن مانند Notepad یا برنامههای ویرایشگر متنی که درشان میتوان پروندهٔ HTML را مستقیماً ویراست.
ویرایشگرهای چاپنما (WYSIWYG) مانند Microsoft FrontPage و Macromedia Dreamweaver که در آنها اطلاعات سایت را یک واسط GUI میویراید و پروندهٔ HTML با نرمافزار ویرایشگر خودکار تولید میشود.
ویرایشگرهای الگومحور مانند Rapidweaver و iWeb که به کاربران اجازه میدهند به سرعت حتی بدون هیچ آشنایی با HTML و تنها با انتخاب الگوی مورد نظر خود از میان الگوهای موجود، سایت وب مورد نظرشان را ایجاد کرده و آنرا روی سرور وب قرار دهند. افزودن رنگ و تصویر و متن به الگو با استفاده از یک نشر رومیزی (DTP) صورت میگیرد که در این صورت نیازی به آشنایی با کد HTML وجود ندارد.
وبگاه پویا وبگاهی است که دایماً با کاربران اطلاعات دادوستد میکند و اطلاعاتش به سرعت تغییر میکند. ارتباط با کاربر با متغیرهای پایگاه داده مانند متغیرهای نشست، متغیرهای بخش سرور (دادههای محیطی و...) یا کوکیهای HTTP صورت میپذیرد و گاهی هم این ارتباط به مستقیماً رخ میدهد(مثلا از راه حرکت نشانگر موشواره بر روی برخی قسمتهای صفحه). هنگامی که وبگاه درخواست کاربر برای اتصال به یک صفحه را دریافت میکند، صفحه مورد نظر به خودکار توسط نرمافزار از انبار ذخیرهٔ موجود برداشته میشود و فرد میتواند به اطلاعات دست یابد. مثلاً وبگاه میتواند وضعیت ارتباط فعلی بین کاربر و گفتوگو را نشان دهد، وضعیت جدید را نمایش دهد و یا اطلاعات شخصی کاربر را در اختیار وی بگذارد.
سامانههای نرمافزاری تنوع بسیار زیادی دارند و از میان آنها میتوان به صفحات کارساز فعال (ASP)، صفحات کارساز جاوا (JSP) و زبان برنامه نویسی ابرمتنپرداز (PHP) اشاره کرد که در تولید وبسایتهای پویا کاربرد بسیاری دارند. ممکن است اطلاعات وبگاه از یک یا چند دادگان بازیابی شوند و یا در بازیابی آنها از فناوریهای گسترشپذیرنویسی (XML) محور مانند چکیدهٔ وبگاه (RSS) استفاده کنیم. محتویات ایستا را میتوان پویا تولید کرد، که این فراوری اطلاعات میتواند موقتی بوده یا بر اساس وقوع رخداد خاصی صورت پذیرد. در این صورت برای استفاده از موتار پویای اختصاص یافته به هر کاربر یا هر اتصال کارآیی سامانه کاهش نمییابد.
اپلتها میتوانند تواناییهای مرورگرهای وب را بیفزایند و از آنها برای نمایش «محتویات فعال» استفاده کنند. از میان این نرمافزارها میتوان به Flash یا اپلتهای نوشته شده به زبان جاوا اشاره کرد. زبانهای ابرمتننویسی پویا(DHTML) در بهروزآوری بی درنگ صفحات وب کاربرد زیادی دارند (در صورت استفاده از این فن، برای اعمال تغییرات به اطلاعات موجود لازم نیست به بارگذاری بپردازید)، که در آنها از الگوی شیءگرای سند(DOM) و جاوااسکرپیت استفاده شدهاست، که در مرورگرهای نوین وب به صورت پیشساخته دیده میشوند.
شیوهٔ نگارش و گویش
«وب» فارسی نیست و شکل مختصر عبارت «وب (تار) جهانگستر» است. البته فرهنگستان فارسی واژهٔ وب را به عنوان واژهٔ دخیل پذیرفتهاست و تارنما جایش را به وبگاه دادهاست. به هر حال ممکن است تا یکنواخت شدن شیوه نگارش این کلمه مدت زمان زیادی طول بکشد. این اختلاف دیدگاه در مورد مشتقات این کلمه مانند «وبنوشت»/«وبنوشت» نیز وجود دارد. در مطبوعات و گفتاری مردم از «وبسایت» و «سایت» به عنوان شیوه نگارش مطلوب یاد شدهاست. همچنین در برخی جاها از ترکیبات لفظ «پایگاه» مانند «پایگاه اینترنتی» استفاده میکنند.برخی اوقات به آن تارنما هم گفته می شود.
انواع وبگاهها
وبگاههای گوناگون با محتویات و کاربردهای مختلف بر روی اینترنت به چشم میخورند که در طبقهبندی آنها روشهای متعددی وجود دارد. برخی از این طبقه بندیها عبارتند از:
وبگاههای وابسته: یک درگاه وب که علاوه بر CMS خود، اطلاعات بقیهٔ ارایهدهندگان خدمات را به ازای دریافت مبلغی در اختیار کاربران قرار میدهند. معمولاً سه ارتباط اصلی قابل تصور است. موسسات وابسته مانند cj.com، دفترهای تبلیغاتی همچون ebay.com و مصرفکنندگان مثل یاهو.
وبگاههای بایگانی: که در نگهداری از اطلاعات با ارزش کاربرد دارند. برای نمونه: Internet Archive که از سال ۱۹۹۶ میلیاردها وبصفحهٔ کهنه (و نو) را در خود جای دادهاست و Google Groups که تا اوایل سال ۲۰۰۵ بیش از هشتصدوپنجاهوچهارمیلیون پیام فرستاده به گروههای بحث و خبر شبکهٔ کاربران را در خود اندوختهاست.
وب نوشت دهنده ها: وبگاههایی اند که درشان افراد اطلاعات روزانهٔ خود را نگهداری میکنند و گاهی هم میزگردهای مختلف را دربرمیگیرند. برای مثال میتوان به blogger.com و wordpress.com اشاره کرد.
وبگاههای میزبانیهاست:میزبانی وب یا وب هُستینگ (به انگلیسی: Web Hosting) به مفهوم فراهم ساختن فضایی است که کاربر میتواند فایلهای وبگاه خود را در آن قرار دهد.
وبگاه بازرگانی: که در بهبود خدمات یا رونق بازرگانی کاربرد دارند.
وبگاه تجاری یا سایت تجارت الکترونیک: که برای خرید کاملاً مورد استفاده قرار میگیرد، مانند: amazon.com
وبگاه ارتباطییا شبکه اجتماعی: وبگاهی که در آن افراد با علایق مشترک به دادوستد اطلاعات میپردازند، معمولاً از طریق گفتگو یا بردهای پیام، برای مثال:مایاسپیس.
وبگاههای دادگان: وبگاهی که کاربرد اصلیاش در جستوجو و نمایش محتویات پایگاههای داده خاص مانند IMDB(بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها).
وبگاه نرمافزارسازی: سایتی که هدفش ارایهٔ اطلاعات و منابع مربوط به تولید نرمافزار، مهندسی نرمافزار، طراحی وب و مواردی از این قبیل است.
وبگاه راهنمای دادگان: سایتی که حاوی مطالب مختلفی است که به صورت منظم طبقهبندی شدهاست مانند راهنمای یاهو، راهنمای گوگل.
وبگاههای دریافت: مشخصاً در دانلودکردن اطلاعات مثلاً نرمافزارها،آهنگ ها نسخههای نمایشی بازیها یا پسزمینههای رایانهای کاربرد دارند که معمولا در کشور هایی که قانون کپی رایت را رعایت می کنند و به آن اهمیت می دهند این سایت ها غیر مجاز هستند و با آن ها برخورد قانونی می شود.ولی کشور هایی مانند ایران،سایت های دانلود بسیاری دارند.
وبگاههای استخدامی: به کارفرمایان این امکان را میدهند که نیازهای کاری خود را با اینترنت در اختیار کاربران بنهند. فرد جویای کار هم میتواند برگهٔ درخواست همکاری را پر کرده و یا اطلاعات شخصی خود را در اختیار کارفرما بگذارد.
وبگاه بازی: سایتی که افراد با مراجعه به آن همانند مراجعه به «زمین بازی» به بازی میپردازند مانند pogo.com.
وبگاههای دامنهٔ جغرافیایی: به نامهای دامنهای اشاره دارد که مشابه نامهای مناطق جغرافیایی هستند مانند شهرها و کشورها برای مثال Richmond.com با آدرس اینترنتی www.richmond.com نام دامنهٔ جغرافیایی ریچموند در ایالت ویرجینا است.
وبگاه،تارگاه ، تارنما، سایت یا وبسایت مجموعهای از صفحات وب است که دارای یک دامنه اینترنتی یا زیردامنه اینترنتی مشترکاند و به صورت مجموعهای از صفحات مرتبط که دادههایی نظیر متن، صدا، تصویر و فیلم، روی آن ها ارائه میشود، روی تار جهانگستر شبکهٔ اینترنت قرار میگیرد.

صفحهٔ وب سندی است که معمولاً به صورت اچتیامال نوشته میشود و همواره با استفاده از پروتکل اچتیتیپی میتوان به آن دسترسی پیدا کرد. پروتکل اچتیتیپی اطلاعات را از کارساز وبگاه به مرورگر وب کاربر منتقل میکند تا این اطلاعات برای کاربر نمایش داده شوند.
همهٔ وبگاهها در کنار هم یک تار جهانگستر بزرگ از اطلاعات را درست میکنند.
دسترسی به صفحات وبگاه از طریق یک ریشهٔ مشترک یوآرال با نام صفحه اصلی امکان پذیر است که این صفحهٔ اصلی از لحاظ فیزیکی روی همان کارساز قرار میگیرد. یوآرالهای صفحات آنها را به صورت هرمی سازماندهی میکنند اگرچه ابرپیوندهای موجود میانشان تعیین میکنند که چگونه کاربر اطلاعات را ببینند و چگونه ترافیک وب، بین بخشهای مختلف وبگاه پخش شود.
برای دسترسی به اطلاعات برخی از سایتهای وب میبایست حق اشتراک داشته باشید. از میان وبگاههایی که برای ورود به آنها به اشتراک نیاز دارید، میتوان به وبگاههای پورنوگرافی اینترنتی، بخشهایی از وبگاههای خبری، وبگاههای بازی، میزگردهای اینترنتی، خدمات رایانامه، وب و سایتهای ارایهکنندهٔ دادههای بلادرنگ بهابازار اشاره کرد.
مرور
وبگاه میتواند محصول تلاش یک فرد یا یک گروه باشد که با هدف خاصی تهیه میشود. هر وبگاه میتواند ابرپیوندهایی به بقیهٔ وبگاهها داشتهباشد و بنابراین گاهی اوقات کاربر نمیتواند میان سایتهای مختلف تمایز آشکاری قایل شود.
وبگاهها را به زبان اچتیامال مینویسند و یا پس از آنکه در زبان دیگری نوشته میشوند به زبان اچتیامال تبدیلشان میکنند و دسترسی به آنها از طریق یک نرمافزار با نام مرورگر وب یا مشتری HTTP امکانپذیر است. دسترسی به وبگاهها از طریق رایانههای موجود روی شبکهٔ اینترنت یا وسایل مرتبط با اینترنت شامل رایانههای رومیزی، رایانههای کیفی و روپایی، رایانههای دستیار (PDA) و تلفنهای همراه امکانپذیر است.
یک سامانهٔ رایانهای که با عنوان کارساز وب و همچنین سرور HTTP شناخته میشود میزبان وبگاه است. اصطلاحات سرور وب و HTTP میتوانند به نرمافزاری اشاره کنند که روی این سامانههای رایانهای اجرا میشوند و دادههای مربوط به صفحات وب را بازیابی میکنند، و در مقابل درخواست کاربران وبگاه، اطلاعات را تحویل میدهند. کارساز اچتیتیپی آپاچی معروفترین نرمافزار کارساز وب موجود است. بر اساس آمارهای نتکرفت و همچنین IIS از شرکت ماکروسافت هم کاربرد بسیار زیادی دارد.
وبگاه ایستا، وبگاهی است که اطلاعات آن به ندرت تغییر میکنند و تغییر اندک اطلاعات در آن با نرمافزارهای ویرایش شخصی صورت میگیرد. نرمافزارهای ویرایشگر مهم که کاربرد شخصی فراوانی دارند عبارت اند از:
ویرایشگرهای متن مانند Notepad یا برنامههای ویرایشگر متنی که درشان میتوان پروندهٔ HTML را مستقیماً ویراست.
ویرایشگرهای چاپنما (WYSIWYG) مانند Microsoft FrontPage و Macromedia Dreamweaver که در آنها اطلاعات سایت را یک واسط GUI میویراید و پروندهٔ HTML با نرمافزار ویرایشگر خودکار تولید میشود.
ویرایشگرهای الگومحور مانند Rapidweaver و iWeb که به کاربران اجازه میدهند به سرعت حتی بدون هیچ آشنایی با HTML و تنها با انتخاب الگوی مورد نظر خود از میان الگوهای موجود، سایت وب مورد نظرشان را ایجاد کرده و آنرا روی سرور وب قرار دهند. افزودن رنگ و تصویر و متن به الگو با استفاده از یک نشر رومیزی (DTP) صورت میگیرد که در این صورت نیازی به آشنایی با کد HTML وجود ندارد.
وبگاه پویا وبگاهی است که دایماً با کاربران اطلاعات دادوستد میکند و اطلاعاتش به سرعت تغییر میکند. ارتباط با کاربر با متغیرهای پایگاه داده مانند متغیرهای نشست، متغیرهای بخش سرور (دادههای محیطی و...) یا کوکیهای HTTP صورت میپذیرد و گاهی هم این ارتباط به مستقیماً رخ میدهد(مثلا از راه حرکت نشانگر موشواره بر روی برخی قسمتهای صفحه). هنگامی که وبگاه درخواست کاربر برای اتصال به یک صفحه را دریافت میکند، صفحه مورد نظر به خودکار توسط نرمافزار از انبار ذخیرهٔ موجود برداشته میشود و فرد میتواند به اطلاعات دست یابد. مثلاً وبگاه میتواند وضعیت ارتباط فعلی بین کاربر و گفتوگو را نشان دهد، وضعیت جدید را نمایش دهد و یا اطلاعات شخصی کاربر را در اختیار وی بگذارد.
سامانههای نرمافزاری تنوع بسیار زیادی دارند و از میان آنها میتوان به صفحات کارساز فعال (ASP)، صفحات کارساز جاوا (JSP) و زبان برنامه نویسی ابرمتنپرداز (PHP) اشاره کرد که در تولید وبسایتهای پویا کاربرد بسیاری دارند. ممکن است اطلاعات وبگاه از یک یا چند دادگان بازیابی شوند و یا در بازیابی آنها از فناوریهای گسترشپذیرنویسی (XML) محور مانند چکیدهٔ وبگاه (RSS) استفاده کنیم. محتویات ایستا را میتوان پویا تولید کرد، که این فراوری اطلاعات میتواند موقتی بوده یا بر اساس وقوع رخداد خاصی صورت پذیرد. در این صورت برای استفاده از موتار پویای اختصاص یافته به هر کاربر یا هر اتصال کارآیی سامانه کاهش نمییابد.
اپلتها میتوانند تواناییهای مرورگرهای وب را بیفزایند و از آنها برای نمایش «محتویات فعال» استفاده کنند. از میان این نرمافزارها میتوان به Flash یا اپلتهای نوشته شده به زبان جاوا اشاره کرد. زبانهای ابرمتننویسی پویا(DHTML) در بهروزآوری بی درنگ صفحات وب کاربرد زیادی دارند (در صورت استفاده از این فن، برای اعمال تغییرات به اطلاعات موجود لازم نیست به بارگذاری بپردازید)، که در آنها از الگوی شیءگرای سند(DOM) و جاوااسکرپیت استفاده شدهاست، که در مرورگرهای نوین وب به صورت پیشساخته دیده میشوند.
شیوهٔ نگارش و گویش
«وب» فارسی نیست و شکل مختصر عبارت «وب (تار) جهانگستر» است. البته فرهنگستان فارسی واژهٔ وب را به عنوان واژهٔ دخیل پذیرفتهاست و تارنما جایش را به وبگاه دادهاست. به هر حال ممکن است تا یکنواخت شدن شیوه نگارش این کلمه مدت زمان زیادی طول بکشد. این اختلاف دیدگاه در مورد مشتقات این کلمه مانند «وبنوشت»/«وبنوشت» نیز وجود دارد. در مطبوعات و گفتاری مردم از «وبسایت» و «سایت» به عنوان شیوه نگارش مطلوب یاد شدهاست. همچنین در برخی جاها از ترکیبات لفظ «پایگاه» مانند «پایگاه اینترنتی» استفاده میکنند.برخی اوقات به آن تارنما هم گفته می شود.
انواع وبگاهها
وبگاههای گوناگون با محتویات و کاربردهای مختلف بر روی اینترنت به چشم میخورند که در طبقهبندی آنها روشهای متعددی وجود دارد. برخی از این طبقه بندیها عبارتند از:
وبگاههای وابسته: یک درگاه وب که علاوه بر CMS خود، اطلاعات بقیهٔ ارایهدهندگان خدمات را به ازای دریافت مبلغی در اختیار کاربران قرار میدهند. معمولاً سه ارتباط اصلی قابل تصور است. موسسات وابسته مانند cj.com، دفترهای تبلیغاتی همچون ebay.com و مصرفکنندگان مثل یاهو.
وبگاههای بایگانی: که در نگهداری از اطلاعات با ارزش کاربرد دارند. برای نمونه: Internet Archive که از سال ۱۹۹۶ میلیاردها وبصفحهٔ کهنه (و نو) را در خود جای دادهاست و Google Groups که تا اوایل سال ۲۰۰۵ بیش از هشتصدوپنجاهوچهارمیلیون پیام فرستاده به گروههای بحث و خبر شبکهٔ کاربران را در خود اندوختهاست.
وب نوشت دهنده ها: وبگاههایی اند که درشان افراد اطلاعات روزانهٔ خود را نگهداری میکنند و گاهی هم میزگردهای مختلف را دربرمیگیرند. برای مثال میتوان به blogger.com و wordpress.com اشاره کرد.
وبگاههای میزبانیهاست:میزبانی وب یا وب هُستینگ (به انگلیسی: Web Hosting) به مفهوم فراهم ساختن فضایی است که کاربر میتواند فایلهای وبگاه خود را در آن قرار دهد.
وبگاه بازرگانی: که در بهبود خدمات یا رونق بازرگانی کاربرد دارند.
وبگاه تجاری یا سایت تجارت الکترونیک: که برای خرید کاملاً مورد استفاده قرار میگیرد، مانند: amazon.com
وبگاه ارتباطییا شبکه اجتماعی: وبگاهی که در آن افراد با علایق مشترک به دادوستد اطلاعات میپردازند، معمولاً از طریق گفتگو یا بردهای پیام، برای مثال:مایاسپیس.
وبگاههای دادگان: وبگاهی که کاربرد اصلیاش در جستوجو و نمایش محتویات پایگاههای داده خاص مانند IMDB(بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها).
وبگاه نرمافزارسازی: سایتی که هدفش ارایهٔ اطلاعات و منابع مربوط به تولید نرمافزار، مهندسی نرمافزار، طراحی وب و مواردی از این قبیل است.
وبگاه راهنمای دادگان: سایتی که حاوی مطالب مختلفی است که به صورت منظم طبقهبندی شدهاست مانند راهنمای یاهو، راهنمای گوگل.
وبگاههای دریافت: مشخصاً در دانلودکردن اطلاعات مثلاً نرمافزارها،آهنگ ها نسخههای نمایشی بازیها یا پسزمینههای رایانهای کاربرد دارند که معمولا در کشور هایی که قانون کپی رایت را رعایت می کنند و به آن اهمیت می دهند این سایت ها غیر مجاز هستند و با آن ها برخورد قانونی می شود.ولی کشور هایی مانند ایران،سایت های دانلود بسیاری دارند.
وبگاههای استخدامی: به کارفرمایان این امکان را میدهند که نیازهای کاری خود را با اینترنت در اختیار کاربران بنهند. فرد جویای کار هم میتواند برگهٔ درخواست همکاری را پر کرده و یا اطلاعات شخصی خود را در اختیار کارفرما بگذارد.
وبگاه بازی: سایتی که افراد با مراجعه به آن همانند مراجعه به «زمین بازی» به بازی میپردازند مانند pogo.com.
وبگاههای دامنهٔ جغرافیایی: به نامهای دامنهای اشاره دارد که مشابه نامهای مناطق جغرافیایی هستند مانند شهرها و کشورها برای مثال Richmond.com با آدرس اینترنتی www.richmond.com نام دامنهٔ جغرافیایی ریچموند در ایالت ویرجینا است.
ساعت : 4:11 pm | نویسنده : admin
|
مطلب بعدی








